چهارتایی نشستهایم دور میز آشپزخانه. من به لطف لبتاب و آن سه تا به یمن حضورشان. برای یکی از بچهها خواستگار آمده، از آن مدلهای سنتی که دوست ما تا حالا سه چهار بار بیشتر او را ندیده و حالا مانده چه کار کند. هر کس تزی میدهد و نسخهای میپیچد: – بابا ازدواجهای سنتی [...]
بایگانیِ سپتامبر 2011
مگه من چی گفتم؟
ارسالشده در Uncategorized در سپتامبر 6, 2011 | بیان دیدگاه »