Feeds:
Posts
Comments

Archive for May, 2008

عین‌القضاة من!
روزها و شب‌هام
به جستجو می‌گذرد
و تنهایی‌هام خالی از من و تو
خالی از خدا.
حتا جنازه‌ی شعله‌ور خدایان
این تاریکی را درمان نمی‌کند.

دروغ
تاريکی‌ست.
در بازی‌های کودکانه
دروغ جزو شيطنت نبود.
شيطان اگر
خود را
کتک‌خورده‌ی آدم نمی‌خواند
قابل ترحم نمی‌شد.

پرنده‌ی ساعت لنگری می‌گفت:
کو کو!
و زمان می‌گذشت.

هرچقدر تاریک
باز تو خدای منی
هرچقدر تاریک
از سوسوی سر انگشتانت
خورشیدی می‌سازم
تا خدایان به زمین باز گردند.

              عباس معروفی                                 

 

Read Full Post »