Feeds:
Posts
Comments

Archive for November, 2008

 

پنج روز گذشت. پنج روز است كه عزيزانمان دربندند و لب از خوردن بسته‌اند. پنج روز است که به جرم خواستن حق‌شان که ادامه‌ی تحصیل در دانشگاه است، آزادی را از ایشان سلب کرده‌اند. پنج روز از شبی که با توهین و کتک از دانشگاه بیرونشان کردند و به دست ماموران امنیتی سپردند می‌گذرد و مهدیه گلرو، صادق شجاعی، مجید دری و سعید فیض‌الله از همان شب لب به غذا بسته‌اند.

 

ما اما، پنج روز است که در اضطرابیم. پنچ روز است که اشک در چشمانمان حلقه زده و این حلقه برداشته نمی‌شود مگر به دیدار عزیزانمان. پنج روز است که از این در به آن در می‌زنیم تا شاید جوابی بگیریم از فرجام کار فرزندانمان.

 

وضع جسمی‌شان خوب نیست. تلاش دانشجویانمان، برای اینکه نشان دهند حال‌شان خوب است و اعتصاب غذا هنوز سلامت‌شان را تهدید نکرده نتیجه نداشت؛ کدام مادری است که ضعف فرزندش را از صدایش تشخیص ندهد.

 

به هر حال ما، خانواده‌ چهار دانشجوی دربند، مصرانه از آنان خواسته‌ایم و می‌خواهیم که اعتصاب غذای خود را بشکنند تا شاید فشار زندان اندکی تقلیل یابد.

 

وکلای آنان نیز، آقایان عبدالفتاح سلطانی، محمد اولیایی و امیر رئیسیان از آنان خواسته‌اند تا دست از اعتصاب غذا بردارند و بیش از پیش به جسم و روح شان آسیب نرسد.

 

آرزویی نداریم جز دیدار دوباره فرزندانمان و بازگشت مجدد آنان به فضای دانشگاه که بی‌شک حق مسلم‌شان است.

                                               

 

 

 

                                                       خانواده‌های گلرو، شجاعی، دری و فیض‌الله زاده

 

Advertisements

Read Full Post »

لاغر شده بود. خيلي لاغر.

امروز دیدمش. دانشجوی دربند اندرزگاه 7، سالن 4 را امروز دیدم. از پشت شيشه‌ای لعنتی که میانمان فاصله انداخته بود؛ و صدایش را به احمقانه‌ترین شکل از توی گوشی می‌شنیدم.

بخش ملاقات پر بود از خانواده‌هایی که فرزندانشان به خاطر مهریه یا چک بی‌محل آن‌جا بودند. صادق من این جا چه می‌کرد؟

چرا اشک امانم نمی‌دهد…؟

می‌گویم خوبم. همه چیز بیرون خوب است. می‌داند دروغ می‌گویم. اشک چشمانش را دور می زند.

می‌گویم همه پی‌گیر قضیه‌اند. همه زنگ می‌زنند و نمی‌گذارند تنها بمانم. به گمانش راست می‌گویم. می‌خندد. چقدر خنده‌اش را دوست دارم.

می‌گویم اعتصاب غذا چه به روزت آورده. چقدر لاغر شدی. دوباره می خندد: “مانکن شدم!”

اشک چرا امانم نمی‌دهد…؟

Read Full Post »

سه روز گذشت

صادق من جزو چهار دانشجوی بازداشتی بود.

دیدمش وقتی ماشین نیروی انتظامی سوارشان کرد و با خود بردشان.

دیدمش وقتی پستان روزگار به دستور دون صفتان بالاتر، دست بند به دست مقابل پلیس امنیت پیاده شان کردند.

سه روز است که بدون صادق مانده ام.

این شکل زندگی را بلد نیستم.

نمی توانم.

 

Read Full Post »

 

 

چهار دانشجوی متحصن در دانشکده ادبیات دانشگاه علامه، شنبه شب، ساعت یک بعد از نیمه شب توسط بیش از بیست نفر از نیروهای حراست با ضرب و شتم شدید و هتاکی و هتک حرمت بیرون شدند.

یکشنبه دانشجویان تا ساعت چهار نیمه شب در دانشکده حضور داشتند و این بار نیز با خشونت تعداد بیشتری از عوامل حراست از دانشکده بیرون رانده شدند.

این دانشجویان تا حوالی ظهر در حوالی دانشکده ماندند تا دوباره وارد دانشکده شده و تحصن خود را ادامه دهند. اما این بار نیروهای حراست درهای دانشکده را بستند و در واقع برای جلوگیری از ورود این چهار دانشجو دانشکده را به طور کلی تعطیل کردند که در نتیجه این اقدام تعداد زیادی دانشجو در دو سمت در ماندند.

دانشجویان به هواخواهی از این چهار دانشجوی محروم برخاستند و در این بین یکی از عوامل حراست با زدن سیلی به گوش مهدیه گلرو ،یکی از دانشجویان متحصن، بر خشم دیگر دانشجوها افزود.

تجمع دانشجویان جلوی در دانشکده ادبیات همچنان ادامه دارد.

خبر تکمیلی-۱: دانشجویان ساعت ۱۲:۳۰ با شکستن در دانشکده ادبیات وارد دانشکده شدند.

خبر تکمیلی-۲: با درخواست دانشجویان متحصن، دانشجویان به تجمع خود در حیاط دانشکده پایان دادند و حاضر شدند سر کلاسهای درس بازگردند. صادق شجاعی، مهدیه گلرو، مجید دری و سعید فیض الله زاده همچنان مقابل ساختمان دانشکده متحصن هستند.

Read Full Post »

 

 چهار نفر از دانشجویان محروم از تحصيل دانشگاه علامه طباطبايي، پيش از ظهر امروز در دانشكده ادبيات اين دانشگاه متحصن شدند. صادق شجاعی (۳ترم تعلیق) از دانشكده علوم اجتماعي، مهدیه گلرو (۴ترم تعلیق) از دانشكده اقتصاد، سعید فیض اله زاده (۴ترم تعلیق) و مجید دری (۴ترم تعلیق) از دانشكده ادبيات خواستار بازگشت به دانشگاه و اتمام تحصيلات خود هستند.

 

 

اين دانشجويان پيش از اين چندين بار خواستار ملاقات با شريعتي، رئيس دانشگاه علامه شدند كه پس از عدم موافقت وي نامه اي سرگشاده از سوي آنان، خطاب به شريعتي در سايت هاي خبري منتشر شد.

دلايل محروميت از تحصيل اين دانشجويان به درستي روشن نيست و سرقت، جعل، ایجاد آشوب و اخلال در نظم بدون دليل و مدرك در پرونده هاي برخي از آنان ثبت شده است.

Read Full Post »

بدون شرح!

کالا

قیمت قبل از دوره آقای احمدی نژاد

قیمت فعلی

میزان افزایش

گوشت قرمز

42000 ریال

85000 ریال

بیش از 200 درصد

گوشت مرغ

12000 ریال

35000 ریال

حدود 3 برابر

انواع  ماهی میانگین

20000 ریال

45000 ریال

225 درصد

روغن مایع

8500 ریال

25500 ریال

3 برابر

میانگین انواع برنج

10000 ریال

250000 ریال

250 درصد

عدس

8000 ریال

22000 ریال

252 در صد

لوبیا

10000 ریال

20000 ریال

100 درصد

لپه نخود کیلو

6000 ریال

20000 ریال

330 درصد

نخود کیلو

5000 ریال

16000 ریال

320 درصد

سبزی

2500 ریال

8000 ریال

302 درصد

شیر لیتر

2500 ریال

7000 ریال

280 درصد

پنیر قالبی

8000 ریال

20000 ریال

250 درصد

پنیر محلی هر کیلو

25000 ریال

55000 ریال

202  درصد

کره محلی کیلو

35000 ریال

80000 ریال

230 در صد.

سیب زمینی کیلو

2500 ریال

6000 ریال

240 درصد

پیازکیلو

2000 ریال

6000 ریال

300 درصد

گوجه کیلو

2000 ریال

4500 ریال

225 درصد

سیب درختی کیلو

5000 ریال

16000 ریال

302 درصد

هلو کیلو

8000 ریال

25000 ریال

310 درصد

انگور کیلو

3000 ریال

15000 ریال

500 درصد

گلابی کیلو

7000 ریال

27000 ریال

حدود 400 درصد

هندوانه کیلو

1500 ریال

3500 ریال

203 درصد

شکر کیلو

7000 ریال

15000 ریال

201 درصد

قند کیلو

7000 ریال

15000 ریال

201 درصد

چای کیلو

40000 ریال

90000 ریال

202 درصد

نوشابه

2500 ریال

7000 ریال

280 درصد

سوسیس کیلو

25000 ریال

50000 ریال

200  درصد

کالباس کیلو

25000 ریال

60000 ریال

240  درصد

شیرینی  میانگین کیلو

20000 ریال

40000 ریال

200 درصد

ماست کیلو

3000 ریال

6000 ریال

200 درصد

ویزیت  پزشک با دفتر چه

20000 ریال

40000 ریال

200 درصد

دستمال کاغذی

3000 ریال

10000 ریال

303 درصد

تخم مرغ

350 ریال

1300 ریال

370  درصد

پودر لباس شویی

3000 ریال

7000 ریال

203 درصد

مایع ظرفشویی

3500 ریال

8000 ریال

حدود 230 درصد

ویزیت پزشک متخصص *

50000 ریال

80000 ریال

160 درصد

آش رشته  ماه رمضان کیلو

12000 ریال

20000 ریال

166 درصد

حلیم ماه رمضان کیلو

15000 ریال

25000 ریال

166 درصد

بنزین لیتر

1000 ریال

4000 ریال

400  درصد

اجاره مسکن  رهن و اجاره میانگین

100000000 ریال

200000000 ریال

200 درصد

Read Full Post »

چخوف را دوست دارم. از طرز نوشتن و طنازی‌هایش لذت می‌برم. خیلی از داستان‌هایش را خوانده‌ام اما کمتر دست داده تا نمایش‌نامه‌ای از او بخوانم. دیشب خیلی ناگهانی جور شد تا برای تماشای تئاتر خواستگاری، که نمایشنامه‌اش را چخوف نوشته و من هنوز نخوانده‌ام بروم تئاتر شهر.

رفتم و آنقدر حرص خوردم که خدا می‌داند. بازی‌های بد و نپخته، دیالوگ‌های ضعیف و به طور کلی تنزل نوشته از ویژگی‌های مهم این تئاتر به حساب می‌آمد.

خواستگاری که تنها با سه بازیگر اجرا می‌شود این بار با کارگردانی اسماعیل شفیعی روی صحنه رفت. یکی از دوستان که ترغیب‌مان کرد به رفتن این تئاتر، پیش از این اجرای آن را در سنگلج و با یک گروه دیگر دیده بود و با دیدن این اجرا حسابی غافلگیر شده بود.

نمی‌دانم مجبور بودند به بازی و کارگردانی و آن هم ساخت اثری بزرگ از چخوفی محبوب؟!

Read Full Post »