Feeds:
Posts
Comments

Archive for April, 2009

 

احمدی‌مقدم سعی می‌کند بگوید مردم از گشت ارشاد راضی‌اند. ولی نمی‌دانم چرا همه حتی خودش فکر می‌کنند صحبت از جمع کردن مزاحمین نوامیس مردم(گشت‌های ارشاد) برای نامزدها رای آور است.

Advertisements

Read Full Post »

بابا همیشه آن‌قدر همراه و هم‌گام است که از کودکی‌ عادت کرده‌ایم دست‌مان را به زانوی او بگیریم و بلند شویم.

حتی وقت‌هایی که با اصرار دست‌ به زانوی خودمان گرفته‌ایم، دست‌های‌اش را از پشت، دورمان نگه‌ داشته، نکند توان برخاستن نداشته باشیم و بیافتیم!

این بار اما، می‌خواهم دست‌های‌ام را بر زانوهای خود بگذارم و او تنها از دور تماشای‌ام کند. می‌دانم او حتا از دور، دست‌های‌اش را بالا می‌آورد تا مراقب‌ام باشد و مثل همیشه از من حمایت کند، می‌توانم از چشم‌های مهربان ِ مضطرب‌اش، ترسی عظیم‌ از دور بودن دست‌های‌اش را بخوانم، اما نیز می‌دانم که در دل‌، به کودک‌اش که حالا به تنهایی بلند شده، افتخار خواهد کرد.

* باید تصمیم مهمی بگیرم، بدون کمک هیچ‌کس. باید این بار تنها تصمیم بگیرم. می‌دانم او مثل همیشه پشت من و تصمیمم ایستاده، اما در انتخاب کمک‌ام نخواهد کرد.

Read Full Post »