Feeds:
Posts
Comments

Archive for July, 2010

کیف لوازم مانیکور را از میان قوطی‌های کرم و شیشه‌های عطر برمی‌دارم. چقدر گرد گرفته. چند وقت است سراغ‌‌اش را نگرفته‌ام، استفاده‌اش نکرده‌ام؟

هدی گفت: این همه پول دادی بابت یه کیف مانیکور؟ عقلت کم نیست؟ گفتم: مگه آدم چند بار واسه عروسیش خرید می‌کنه؟ تازه خیلی هم که گرون نبود! هدی خندید و خندیدم و به کیف نگاه کردم؛ چرم مشکی کیف برق می‌زد.

دستمال نمدار را می‌کشم روی کیف؛ رد دستمال می‌ماند روی کیف و جلد چرمی دوباره برق می‌زند.

جهزیه را که در خانه‌‌مان می‌چیدیم، زیپ کیف را باز کردم و گذاشتم‌اش روی میز توالت. چند مدل سوهان و ناخن‌گیر و یک آینه کوچک قاب فلزی برق نو بودن داشتند و به همه چیز خانه می‌آمدند. میز توالت چوبی، بزرگ بود، با آینه‌یی قدی که تمام اتاق را در خود جا می‌داد.

وسایل داخل کیف را گردگیری می‌کنم. زیپ کیف را باز می‌کنم و می‌گذارمش روی چهارپایه‌ای که به عنوان میز توالت کنار تخت گذاشته‌ام. سوهان‌های ناخن برق نمی‌زنند و دو لک روی آینه را هر چه می‌کنم، پاک نمی‌شود.

به عکس دونفره‌مان نگاه می‌کنم در قاب کوچک فلزی. در تمام این سه سال، هر جا که بوده‌ایم، درست کنار تخت‌خواب‌مان جا داشته؛ در خانه کوچک و راحت‌مان در تهران، در خانه بزرگ و پردرسرمان در ترکیه و حالا در اتاق کوچک پر از آینده‌مان در تورین.

دستمال نمدار را می‌کشم به قاب عکس و خیره می‌شوم به لبخند صادق که محکم بغل‌ام کرده است. فکر می‌کنم اگر این لبخند نبود، کدامیک از این خانه‌ها و راحتی‌ها برایم معنا داشت؟

در اتاق را باز می‌کند. لبخند می‌زند و گونه‌ام را می‌بوسد: خسته شدی؟ می‌خوای ولش کن باقیش فردا.

قاب عکس را می‌گذارم روی چهارپایه کنار تخت‌خواب و فکر می‌کنم چقدر این لبخند را دوست دارم. بلند می‌شوم و دستمال نمدار را می‌کشم روی آینه. تصویرم در رد خالی از گرد آینه لبخند می‌زند.

Advertisements

Read Full Post »

“زندانی گمنام” واژه‌ای است که در این یک سال از سوی برخی از سایت‌ها و خبرگزاری‌ها، بسیار به کار برده شد و می‌شود.

واژه‌‌یی که اوایل برای نشان دادن این که بسیاری از زندانیان، فعال سیاسی نبوده‌اند، مفید بود و همچنین کمک می‌کرد تا نام این افراد به صورت ویژه در ذهن مخاطب بماند.

اما اکنون، کاربرد این صفت برای زندانیانی که یک سال در زندان بوده‌اند و یا درگیر دادگاه، مناسب است؟

برای مثال، سایت کلمه، اخبار علی بی‌کس، کورش جنتی را با عنوان “زندانیان گمنام” منتشر می‌کند، فقط به این خاطر که ملاک گمنام بودن یا نبودن را آشنایی شخص منتشر کننده خبر با زندانی می‌داند.

مگر نه اینکه تمام تلاش ما برای گمنام نبودن زندانیان سبز است؟ پس چرا حالا که نامی و نشانی از این زندانیان به دست رسیده، باز هم با این عنوان از آنان یاد می‌شود؟

تلاش برای گمنام نبودن زندانیان سبز، ستودنی است؛ اما نباید گذاشت تا با تفاوت قائل شدن میان آنان و استفاده از صفت‌های متفاوت برای‌شان، خودمان هم به زندانیان سبزمان اجحاف کنیم.

مردمسالاری:وقتی برای تامین انرژی همین تعدادجمعیت،ناچاربه تعطیل هستیم،چطورازافزایش جمعیت حرف می زنیم؟

سیاست > دولت – روزنامه مردم سالاری با بیان اینکه در اعلام تعطیل رسمی، همواره تهران حتی در مورد موضوعاتی با کیفیت متفاوت در مناطق مختلف همچون آلودگی هوا، گرد و غبار یا شدت گرما شاخص اندازه گیری قرار می گیرد ، نوشت :

از ابتدای خرداد تا انتهای شهریور ماه در استان های خوزستان و بوشهر و هرمزگان، دمای هوا هیچگاه از 45درجه سانتیگراد کمتر نمی شود و اغلب از 50 درجه هم بالا تر است، اما هیچگاه در این استان ها به دلیل گرمای هوا، تعطیل رسمی اعلا م نمی شود. این دمای طاقت فرسا را در کنار رطوبت بالا ی 80 درصد در این استان ها قرار دهید تا بدانید مردم در این استان ها از اواخر بهار تا پایان تابستان در چه شرایط سختی به کار روزانه مشغولند. با این وجود وقتی دمای هوای تهران به 42 درجه سانتیگراد می رسد، آن هم وقتی رطوبت هوا به 40 درصد هم نرسیده، در پایتخت تعطیل رسمی اعلا م می شود و به دلیل تعطیلی تهران، استان هایی هم که در طول تابستان، همیشه- و نه فقط یک روز یا دو روز- گرمای 50 درجه را تجربه میکنند تعطیل می شوند.

در ادامه سرمقاله این روزنامه آمده است : اگر شدت گرمای هوا فقط در چند روز از سال مردم تهران را اذیت می کند و بهتر است آنها سرکار نروند، پس چرا مردم خوزستان و بوشهر و هرمزگان و… که در تمام طول تابستان با گرمایی شدیدتر از گرمای تهران و رطوبتی که هیچ گاه در تهران حس نمی شود و نفس کشیدن را هم با دشواری مواجه می سازد روبرو هستند، باید در طول تابستان به سرکار بروند و به طورعادی به زندگی روزمره خود ادامه دهند؟ جالب اینجاست که در چنین شرایطی از مردم دعوت می کنیم از تهران خارج شوند و در شهرهای دیگری زندگی کنند و حتی از هزاران نفر از کارکنان شرکت های نفتی در بخش اداری هم درخواست می کنیم به مناطق نفت خیر بروند; در حالی که آنها می دانند که در تهران با دمای 42 درجه، ادارات تعطیل می شوند و در خوزستان در دمای 50 درجه هم مردم باید سرکار بروند مگر این که گرمای هوا در تهران محسوس باشد!

مردم سالاری در ادامه افزود : از سوی دیگر توجیه تعطیلی به دلیل صرفه جویی در مصرف انرژی هم چندان توجیه قابل  قبولی به نظر نمی رسد و همچون عذر بدتر از گناه است. اگر ما توانایی تامین انرژی مورد  نیاز جمعیت فعلی را نداریم و استان های گرم کشور ما با افزایش دمای هوا با قطع برق و آب مواجه می شوند و برای جلوگیری از بروز این مشکل در تهران هم مجبوریم تعطیل رسمی اعلا م کنیم، چگونه تصور می کنیم کشور ما برای جمعیت 120 یا 150 میلیون نفر هم ظرفیت دارد؟

Read Full Post »