Feeds:
Posts
Comments

Archive for November, 2010

از شمال برمی‌گشتیم. همه خسته بودیم و ساکت. هر کدام یک گوشه ماشین لمیده بودیم و صادق بی‌صدا رانندگی می‌کرد؛ غرق بودیم در فکرهای خودمان.

چشم‌ام افتاد به صفحه‌ی کوچک ساعت ماشین. پریدم توی فکر همه؛ “از این ساعت این قدر می‌ترسم. اصلا دلم نمی خواد توی این دقیقه چشم‌ام بیفته به ساعت. همش فکر می‌کنم تو این ساعت یک اتفاق بد باید بیفته.”

صفحه ساعت چشمک‌زنان ۱۱:۱۱ را نشان می‌داد.

صادق و مهدیه و وحید نگاه‌شان رفت روی ساعت. مهدیه اول از همه جواب داد: از چیش می‌ترسی؟ این ما چهار تاییم که وایسادیم کنار هم؛ مثل همیشه. این که دیگه ترس نداره.”

همه خندیدیم و با صدای کودکانه گفتم: “باشه، دیگه نمی‌ترسم.”

و دیگر نترسیدم؛ ترسیدن که هیچ، همیشه دلم می‌خواهد این دقیقه که می‌رسد چشم‌ام به ساعت بیفتد. فقط اینجا است که می‌توانم دوباره هر چهارتایی‌مان را کنار هم ببینم. هر بار لبخند به لبم می‌نشیند و اشک به چشم‌ام می‌دود؛ این اشک و لبخند را دوست دارم.

 

پ.ن: پژوهشگران می گویند در دی‌ان‌ای ما انسانها کدهایی وجود دارد. بعضی از این کدها ذهن را برای تغییر و تکامل آگاهی درونی بیدار می کند. 11:11 یکی از همان کدهاست. در اصل این کد به معنای فعال سازی ذهن برای تغییر به سوی کمال است. این را به تازگی فهمیدم!

Read Full Post »

صحبت از “فاجعه” که می‌شود، ذهن اغلب آدم‌ها، خشونت‌های بی‌مثال و کشته‌ شدگان بی‌شمار را به خاطر می‌آورد؛ “فاجعه‌”هایی که در صفحات تاریخ جا خوش کرده‌اند و مردمان از آن‌ها به عنوان فجایع تاریخ یاد می‌کنند.

اما اغلب، چشم می‌پوشند از آنچه حتی رخداد موردی آن، فاجعه‌ای است برای وجدان عمومی جامعه؛ کودک‌آزاری از آن فجایع است که حتی وقوع یک مورد آن نیز ننگ است برای بشر، اما بی‌تدبیرانی که امروز در ایران ما نام مسئول به خود گرفته‌اند، در تلاش‌اند با اندک جلوه دادن این فاجعه آن را بی‌اهمیت نشان دهند.

سرپرست موقت سازمان بهزیستی، یکی از نهادهایی که وظیفه فعالیت در حیطه‌ کودکان بدسرپرست و کودک‌آزاری را به عهده دارد، درست یک روز پس از انتشار خبر تجاوز مردی به فرزند سه ماهه خود، اظهار کرد که “میزان کودک آزاری به حدی پایین است که می‌توان آن را نادیده گرفت.

در زمان اظهار نظر احمد اسفندیاری، این کودک سه ماهه به دلیل شدت خونریزی از دنیا رفته بود و دختر 13 ساله دیگری به دلیل آزارهای پدر و مادرش دومین سال از کارافتادگی خود را روی تخت بیمارستان می‌گذراند. +

این اظهار عقیده که بی‌شک از سر جهل به موضوع و نادیده گرفتن وجدان عنوان شده است در جهت قوانین جمهوری اسلامی حرکت می‌کند؛ قوانینی که بر طبق آن والدین که اغلب عامل کودک‌آزاری هستند به عنوان تنها مرجع تصمیم‌گیری برای کودک مطرح شده‌اند و به این ترتیب قانون بسیار سخت می‌تواند در نوع رفتار آنان با فرزندانشان دخالت کند.

به دلیل همین قوانین که والدین و در اولویت پدر را “مالک” فرزند می‌داند، در زمینه کودک‌آزاری در قانون مجازات اسلامی هیچ مبحث قانونی وجود ندارد و حتی از لحاظ قانونی نیز تعریف خاصی در این زمینه انجام نشده است.

در ایران آماری از تعداد کودک‌آزاری‌های صورت گرفته وجود ندارد که می‌توان یکی از دلایل آن را تلاش مسئولان دولتی برای پنهان کردن این جرم دانست و دلیل دیگر شاید این است که تنها مواردی از کودک‌آزاری علنی می‌شوند که به مرگ یا در شرف مرگ بودن کودک می‌انجامد؛ مواردی که کم‌شمار هم نیستند.

به هر روی یکی از دلایل وقوع این فاجعه انسانی، مشخص نبودن حدود تنبیه است. راحتی خیال والدین به دلیل مصونیت قضایی، در جامعه‌ای که فشارهای اقتصادی و سرخوردگی‌های اجتماعی، زمینه را برای از دست دادن سلامت‌ روحی مردمان‌اش فراهم کرده است، والدین بی‌هیچ پروایی خشونتی که جامعه به آنان روا داشته را بر سر بي‌دفاع‌ کودکان تخلیه می‌کنند.

کودکانی که حتی صدایی برای فریاد و دادخواهی ندارند و جان و اشک‌شان تنها سلاح‌ در برابر قانون و قانون‌گذارانی است که اجازه بروز این همه ستم را به پیکر نحیف آنان می‌دهند.

Read Full Post »